امنیت سایبری در بانکداری الکترونیک

نویسنده: امیرحسین گرزین ، دانشجوی کارشناسی مهندسی صنایع دانشگاه علم و صنعت ایران

مقدمه

واژه امنیت همواره با نام بانکداری همراه بود‌ه‌است. ارتباطی مستقیم میان اعتماد و امنیت است و ناامنی نه‌ فقط سرمایه مادی بلکه سرمایه معنوی بانک یعنی مشتریان را از آنها می‌گیرد.

هر فناوری و تحول جدید، چالش‌هایی را با خود به همراه دارد. قطعا یکی از چالش‌ها و نیاز‌ها در بانکداری الکترونیک تامین امنیت است. حال بنگریم چه‌گونه با تحول در شیوه بانکداری واژة «امنیت» جایگاه خود را در ماهیت این حوزه حفظ می‌کند.

 بگذارید اینطور به مسئله نگاه کنیم. همة ما در مورد امنیت سایبری و ضرورت آن شنیده‌ایم، یا ممکن است در مورد هک‌شدن حساب‌‌های بانکی‌مان فکر کرده باشیم. در امنیت سایبری دو موضوع وجود دارد؛ «حملات» و «اقدامات».



شکل شماره ۱ – امنیت سایبری در بانکداری الکترونیک

خب ابتدا به حملات و انواع جرم‌های سایبری بپردازیم. انواع مختلفی از جرم‌ها و روش‌های حمله وجود دارد که به توضیح مختصر بخشی از آن‌ها می‌پردازیم.

۱. فیشنیگ

«فیشنیگ» یکی از نام‌های آشنا در حملات سایبری است و احتمالا این واژه را شنیده‌اید. فیشنگ که به نوعی از واژة fishing یا ماهیگیری نشات گرفته است، به مجموعه اقدامات گفته می‌شود که برای دستیابی به رمز، نام‌کاربری و دیگر اطلاعات حساس کاربر با استفاده از اعتمادسازی انجام می‌پذیرد. فیشینگ انواع مختلفی دارد.



شکل شماره ۲- حملات فیشینگ

سایت جعلی

یکی از راه‌های مرسوم در این حمله طراحی سایت صفحه جعلی است. به عنوان مثال؛ فرض کنید شما قصد می‌کنید یک کفش را به صورت آنلاین خریداری کنید. شما بروی دکمه «خرید» کلیک می‌کنید و وارد یک صفحه بانکی می‌شوید. البته بهتر از بگوییم یک صفحه ظاهرا متعلق به بانک، با همان لوگو و آدرس اینترنتی بسیار مشابه. از آن‌ جایی که این صفحه اینترنتی برای بانک نیست، اطلاعاتی که در آن وارد می‌کنید به بانک نمی‌رسد بلکه به دستان فیشر می‌افتد و اطلاعات کارت بانکی شما با موفقیت هک می‌شود!

صوتی

در حمله فیشنیگ حتما نیاز به یک سایت تقلبی نیست. در بعضی موارد این حمله با استفاده از تلفن صورت می‌گیرد. به این صورت که شما برای حل مشکلات بانکی خود از طریق تلفن بانک با یک شماره تقلبی تماس می‌گیرد و اطلاعات خود را از طریق صفحه کلید تلفن وارد می‌کنید.

مهندسی اجتماعی

روش دیگر مهندسی اجتماعی است. در واقع مهندسی اجتماعی نوعی از کلاهبرداری است که کاربر را متقاعد می‌کند اطلاعات حساس را در اختیار قرار دهد. برای مثال؛ مهاجم یک ایمیل جعلی از طرف مدیرعامل به بخش‌های مالی و حسابداری ارسال می‌کند. طبق گزارش اف‌بی‌آی، این نوع نقشه هزینه‌ای بالغ بر دو میلیارد دلار در هر دو سال برای شرکت‌های آمریکایی در بردارد.

۲. فارمینگ

فارمینگ یک لغت اختراعی از ترکیب دو کلمة phishing  و farming است که به حملات فیشنیگ شباهت زیادی دارد. این حمله به یکی از نگرانی‌های عمدة سایت‌های بانکداری آنلاین تبدیل شده ‌است. در فارمینگ ترافیک یک سایت به سمت سایت‌های جعلی هدایت می‌شود. در واقع در این روش بر خلاف فیشنیگ، مهاجم نیازمند به حمله نفر به نفر نیست و همچنین نیازی به تایید قربانی وجود ندارد.

برای توضیح بیشتر در واقع حملات فارمینگ از طریق تغییر فایل‌های host در کامپیوتر قربانی و یا از طریق بهره‌برداری از حفره‌های امنیتی DNS server، صورت می‌گیرد به همین خاطر این حمله به حملات مسمویت دی‌ان‌اس یا DNS poisoning نیز معروف است. البته به علت برخورداری از امنیت بالاتر سرور‌ها در مقایسه با فایل‌های درون کامپیوتر، هکرها از مورد دوم بیشتر بهره می‌برند.





شماره ۳- حملات فارمینگ

۳. درپشتی

‌در پشتی یک راه مخفی است برای دخالت در کنترل‌های امنیتی یا احراز هویت عادی در یک الگوریتم، سیستم‌ رمزنگاری یا یک سیستم رایانه‌ای. این پدیده می‌تواند به دلیل تنظیمات ضعیف یا طراحی اولیه اتفاق بیافتد.

۴. حملات DDoS  

DDoS مخفف عبارت Distributed Denial of Service به معنای منع از سرویس توزیع‌شده است. این حملات با اشباع ظرفیت‌های شبکه یا ماشین، خدمات‌دهی به کاربران مورد نظر را متوقف می‌کند. همچنین ممکن است با اشتباه وارد کردن رمز عبور فرد قربانی حساب کاربری او را مسدود کنند. برای جلو‌گیری می‌توان یک firewall جدید اضافه کرد. هزینه‌های متحمل از یک حمله DDoS به طور میانگین نیم میلیون دلار است.



شکل شماره ۳ – حملات DDoS

اقدامات متقابل

در مورد حفظ امنیت در برابر هکر‌ها توسط ما، به عنوان کاربر‌ان بانک‌های الکترونیک، می‌توان گفت آشنایی با روش‌های سرقت اطلاعات می‌تواند بسیار مفید باشد. هرقدر هم که امنیت در زمینه سخت‌افزاری و نرم‌افزاری رعایت شود، باز هم امنیت کاربر قابل شکستن است. در نتیجه باید هوشیارانه به فضای سایبری وارد شد. و قطعا فرهنگ‌سازی در این حوزه به شدت می‌تواند در تامین امنیت سایبری حائز اهمیت باشد.

اما از نگاه سازمان در مورد بهبود امنیت سایبری، ارزش بازار بیمه سایبری در ایالات متحده در سال ۲۰۱۵ به ۲.۵ میلیارد دلار رسیده‌است. این رقم ممکن است رشد چشمگیری را در آینده به طور جهانی داشته باشد. امنیت سایبری تا حد زیادی چندپاره است و تعداد انبوهی از استارت‌آپ‌ها در آن فعالیت دارند. همچنین سازمان‌هایی نظیر( آژانس اتحادییه اروپا برای امنیت شبکه و اطلاعات) و (شورای بررسی امورمالی فدرال) اقداماتی را جهت بهبود و تقویت امنیت سایبری در بانکداری الکترونیکی انجام‌ داده‌اند. جمله معروف یک کارشناس آمریکایی می‌گوید:« امینت سایبری، یک محصول نیست، یک فرآیند است.»

اقدامات مختلفی برای حفظ امینت وجود دارد. به طور مثال توجه به امنیت خود شبکه و نقاط پایانی حائز اهمیت است. هر گونه وسیله‌ای که از راه دور متصل به شبکه می‌شود می‌تواند یک حفرة امنیتی باشد.  شرکت‌های مختلفی به تامین امنیت و ارائه راهکار در این حوزه می‌پردازند.

مورد دیگری که برخی شرکت‌ها به موسسات مالی برای درک خطرات خارجی ارائه می‌دهند. «هوش تهدید» است. هوش تهدید در واقع به اطلاعات اصلاح شده، تحلیل‌شده و منظم‌شده در مورد حمله‌های فعلی یا احتمالی به یک سازمان گفته می‌شود. هوش تهدید می‌تواند اطلاعات دقیق و جامعی را در اختیار بانک‌ها و هر سازمان دیگر قرار دهد.

امنیت سایبری تنها مسئولیت بخش فناوری اطلاعات یک بانک نیست، بلکه همه کارکنان و کسانی که در اکوسیستم‌ سازمان قرار دارند باید با آن آشنا باشند. انسان ضعیف‌ترین حلقه در زنجیرة امنیت است و اگر در این زمینه فرهنگ‌سازی و آموزش صورت نگیرد، تمام تمهیدات فنی و کارشناسی بی‌اثر می‌شوند. در نتیجه فرهنگ‌ سازی در خود سازمان و آموزش نکات امنیتی بسیار کاربردی است.


منابع :

روبینی، آگوستین ،(۱۳۹۷)، فین‌تک در یک نگاه، ترجمه رضا قربانی و احسان روحی، انتشارات آگاه

https://en.wikipedia.org/wiki/Online_banking
https://en.wikipedia.org/wiki/Phishing
https://www.cyberpolice.ir/sites/default/files/Article-FATA-What%20is%20Phishing%20and%20Farming-www.cyberpolice.ir_.pdf
https://www.cloudflare.com/learning/ddos/what-is-a-ddos-attack/

یادداشت دکتر علیرضا قنادان، به مناسبت بازاریابی دیجیتال، دوازدهمین شمارۀ نشریۀ سامانۀ نو

چند سالی است که شنیدن عناوینی نظیر «اینترنتی»، «دیجیتال»، «الکترونیکی» یا مواردی از این دست در کنار واژه‌ها و اصطلاحات روزمره زندگی به روالی رایج تبدیل شده که حوزه کسب‌وکار نیز از این رسم نوظهور مستثنی نیست. اگر ۱۰ یا ۱۵ سال پیش به کار بردن یا شنیدن چنین اصطلاحاتی برای بسیاری از فعالان کسب‌وکار کاملا هیجان‌انگیز و نوگرایانه محسوب می‌شد، امروزه دیگر روال رایجی است که ناآشنایی با آن به معنای دور ماندن از رسوم رایج تجارت و عقب‌افتادگی در میدان رقابت است. بازاریابی دیجیتال نیز یکی از اصطلاحاتی است که این روزها در اغلب منابع مرتبط با مدیریت و کسب‌وکار در مورد آن صحبت می شود.

اگر چه ذهنیت غالب در مورد بازاریابی دیجیتال به شکلی است که آن را گونه‌ای جدید از بازاریابی در دوره امپراطوری تکنولوژی‌های ارتباطی معرفی می‌کند، اما باید دانست که بازاریابی دیجیتال بیش از آنکه شیوهای جدید از بازاریابی باشد، اجرای کارکردهای زیربنایی و بعضا سنتی بازاریابی اما با ابزارهای جدید مبتنی بر تکنولوژی‌های دیجیتال است. این واقعیت بدان معنا خواهد بود که به طور طبیعی ورود به حوزه بازاریابی دیجیتال، مستلزم آشنایی با اصول و کارکردهای بازاریابی خواهد بود.

فارغ از تعاریف و مفاهیم اولیه، معمولاً چند ویژگی مثبت برای بازاریابی دیجیتال عنوان می‌شود که ریشه استقبال گسترده و رواج روزافزون آن نیز بر اساس همین ویژگی‌ها تحلیل شده است. مهم‌ترین ویژگی مثبت بازاریابی دیجیتال نسبت به انواع سنتی بازاریابی، اثربخشی بالاتر آن است که در مطالعات مختلف با شاخص‌هایی نظیر نرخ تبدیل سنجیده می‌شود. اما در کنار اثربخشی بالا، ویژگی‌های مثبت دیگری چون هزینه کمتر، امکان تولید و انتشار محتوای مرتبط‌تر و درگیرکننده‌تر در کانال‌های دیجیتالی، قابلیت سنجش و بهینه‌سازی عملکرد کمپین‌ها و مواردی نظیر آن از جمله ویژگی‌های دیگری است که بازاریابی دیجیتالی را به انتخابی مناسب‌تر نسبت به بازاریابی در کانال‌های سنتی بدل می‌نماید.

از سوی دیگر با وجود همه نکات پیش گفته، همانند هر پدیده دیگری در دنیای اطراف ما، نکات و ویژگی‌های مثبت همواره یک روی سکه هستند که بزرگنمایی و توجه بیش از حد به آن‌ها می‌تواند گمراه کننده باشد. این موضوع بدان معنا خواهد بود که بهره‌گیری از بازاریابی دیجیتال در کنار تمامی مزایای خود، چالشها و محدودیتهایی را نیز به همراه خواهد داشت که به عنوان روی دیگر سکه شناخت و توجه به آن‌ها نیز بسیار حایز اهمیت است. به عبارت دیگر مسئله این است که شرکت‌های مختلف در هر شرایط و با هر سطح از آمادگی توان بهره‌برداری از مزایای بازاریابی دیجیتال را نخواهند داشت. حال باید پرسید که مهم‌ترین چالش‌های پیش‌رو در اجرای بازاریابی دیجیتال کدامند؟

پیش از هر چیز باید دانست که دسترسی به نیروی انسانی آشنا با مهارت‌های پایه‌ای لازم برای اجرای موفق کمپین‌های بازاریابی دیجیتال در کشور ما چندان زیاد نیست. ریشه این مشکل را در درجه اول می‌بایست با ذات نوظهور روش‌ها، ابزارها و تکنیک‌های بازاریابی دیجیتال مرتبط دانست. از سوی دیگر، علی‌رغم رشد کمّی سمینارها، همایش‌ها و دوره‌های آموزشی که این روزها با هدف کارشناسان و متخصصان ماهر بازاریابی دیجیتال برگزار می‌شوند، اغلب این رویدادها فاقد کیفیت و زیرساخت‌های مهارتی مورد نیاز هستند. گذشته از این موضوع، کمبود آژانس‌های تخصصی بازاریابی دیجیتال که از قابلیت‌ها و تجربه کافی در این زمینه برخوردار باشند نیز خود از محدودیت‌های کلیدی در همین حوزه قلمداد می‌شود.

به عنوان دومین چالش باید به این نکته توجه داشت که اغراق بیش از حد در طرح مسئله ROI بالای بازاریابی دیجیتال برخی سوءتفاهمات و انتظارات غیر واقعی را در مدیران کسب‌وکارها ایجاد کرده و آن‌ها را به طور افراطی به سمت ابزارهای دیجیتال سوق داده است؛ در حالی‌که گرفتار شدن در دام افراط و تفریط در حوزه بازاریابی دیجیتال به سادگی می‌تواند سرمایه‌های شرکت‌ها را بر باد دهد.

گذشته از این موضوعات، در بسیاری اوقات چالش از آن‌جا شکل می‌گیرد که مقدمات لازم برای اجرای موفق بازاریابی دیجیتال فراهم نیست؛ به عنوان مثال، استقرار حداقل‌هایی از ابزارهای CRM در شرکت که به‌توان با کمک آن‌ها سرنخ‌های ایجاد شده از کمپین‌های بازاریابی دیجیتال را ثبت و پیگیری نمود، یکی از ضروریات اجتناب‌ناپذیر برای قدم گذاشتن در مسیر بازاریابی دیجیتال است که کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد. از سوی دیگر مواجهه با محدودیت‌های پیش‌رو برای کسب‌وکارهای کشورمان در بهره‌گیری از بسیاری ابزارهای رایج در دنیای دیجیتال که بدلایل مختلف داخلی یا خارجی، استفاده از آن‌ها برای کاربران ایرانی محدود یا مسدود است نیز بر چالش‌های فعالان این حوزه می‌افزاید.

در هر حال، قطار توسعه و تحول در زندگی بشر رو به جلو می‌تازد و با تکامل روزمره تکنولوژی قطعا مظاهر جدیدی از ابزارها و روش‌ها در حوزه‌های مختلف مدیریت کسب‌وکار پدیدار خواهد شد. در چنین شرایطی آنچه به طور قطع می‌توان گفت آن است که در این حوزه نوظهور در فضای تخصصی کشور ما میزان نادانسته‌ها بسیار بیشتر از دانسته‌هاست و هر گونه فعالیت در زمینه تولید و توزیع منابع تخصصی کمک شایانی در مسیر آشنایی با مفاهیم، چالش‌ها و چگونگی بهره‌برداری موثر از منافع بازاریابی دیجیتال خواهد نمود.

درباره‌ی علیرضا قنادان بیشتر بدانید.

فناوری بیمه

گردآورنده: ابوالفضل ملکی، دانشجوی کارشناسی مهندسی صنایع دانشگاه علم‌وصنعت ایران

مقدمه:

اینشورتک[۱] یا همان فناوری بیمه یعنی”کاربرد نوآورانه فناوری برای ارائه خدمات بیمه” که یکی از ۹ حوزه زیرمجموعه فناوری مالی می‌باشد. به طور کلی فناوری بیمه به کاربرد نوآورانه تکنولوژی برای ارائه، توزیع و مدیریت خدمات بیمه‌ای گفته می‌شود. این صنعت به کمک بزرگ‌ داده‌ها[۲]، هوش مصنوعی و اینترنت اشیاء[۳] به جمع‌آوری و تحلیل اطلاعات مشتریان برای ارائه خدمات بهتر بیمه‌ای متناسب با هر مشتری به‌صورت جداگانه می‌پردازد. برای مثال تاکنون کسی که رانندگی پرخطری می‌کرد با کسی که محتاطانه رانندگی می‌‌کرد، هردو یک قیمت را برای بیمه سالانه خود پرداخت می‌کردند. اما اکنون این صنعت می‎‌تواند با ابزارهای نامبرده، راننده پرخطر را از راننده محتاط متمایز و مبالغ بیمه متفاوتی را متناسب با هر راننده برای آن‌ها درنظر بگیرد.

فناوری بیمه

بیمه

بیمه یکی از قدیمی‌ترین کسب‌وکارهای مالی می‌باشد که همه افراد علی‌الخصوص افراد باتجربه در این صنعت‌ مالی سعی دارند با طرح‌ریزی سیاست‌های بخصوص جهت منفعت خود، جیب‌های خود را پرکنند. دراین صنعت جدولی تحت عنوان “جدول ریسک” تعریف می‌شود که این جدول، به‌طور سنتی انواع ریسک‌ها یا خطرات موجود را برای ارائه سیاست‌های متنوع بیمه به دسته‌های مختلف تقسیم می‌کند. گفتنی است که ریسک، مآخذ محاسبه تمامی قراردادهای بیمه می‌باشد که برحسب کاهش یا افزایش بر سرنوشت قرارداد اثر می‌گذارد.

در ادامه مشتریان بیمه در هریک از این گروه‌ها، تقسیم بندی شده و درنهایت تطبیق این گروه‌ها به گونه‌ای است که در جهت منفعت شرکت بیمه مذکور قرار بگیرد. همین رویکرد است که این صنعت را تحت تاثیر قرار می‌دهد و گاها موجب می‌شود، گروهی از مردم بیش از آن‌چه باید هزینه کنند و به این ترتیب آن‌چه مشتریان خریداری می‌کنند دقیقا مطابق با نیازهای آنان نمی‌شود.

فناوری بیمه

حال در این وضعیت است که فناوری بیمه وارد عمل می‌شود. فناوری بیمه به معنای “استفاده از نوآوری‌های تکنولوژی جهت صرفه‌جویی و بهره‌وری از مدل فعلی صنعت بیمه است؛ این کلمه ساخته شده از دو کلمه Insurance  و Technology ، و الهام گرفته شده از اصطلاح

فناوری مالی [۴] می‌باشد.                                

این فناوری قصد دارد، صنعت بیمه را به سمت جدیدترین تکنولوژی‌ها، با هدف بهبود تجربه مشتری و کسب حداکثر رضایت وی به همراه افزایش رقابت در این حوزه تغییر دهد. گفتنی است که ما در تعریف فوق از “تغییر” استفاده کردیم نه “تحول”؛ چرا که تغییرات مذکور در جهت افزایش کارآمدی و پایداری این سیستم یا صنعت می‌باشد و تحولی ایجاد نمی‌شود.

در فناوری بیمه بر این موضوع تاکید می‌شود که با تجزیه درست داده‌ها به حل مشکلات پرداخته شود؛ به عبارتی مشکلات و نابسامانی‌های موجود، رفع و در جهت بهبود آن‌ها تلاش گردد. به عنوان مثال، به کمک ابزار‌های مختلف از جمله ردیاب GPS بر روی ماشین، دوربین‌ها و سنسور‌های متنوع، این صنعت می‌تواند تقسیم‌بندی‌های دقیق‌تر و منصفانه‌تری از جداول ریسک ارائه، و با کاهش قیمت‌ها و هزینه‌های خود به رقابت با سایرین بپردازد. این روش خود نوعی جلب اعتماد و کسب رضایت مشتری می‌باشد.

 

پیدایش استارتاپ‌ها

آن‌چه بیش از همه در این فناوری اهمیت دارد، کناره‌گیری از روش‌های سنتی و به‌جای آن، کنترل بیمه توسط مشتریان به کمک ابزارهای جدید تکنولوژی می‌باشد. در همین راستاست که استارتاپ‌های تازه‌پا و نوکار وارد بازار شده و با شرکت‌های بیمه مختلف برای رسیدن به اهداف مذکور همکاری می‌کنند. این استارتاپ‌ها علاوه بر مدل قیمت‌گذاری بهتر درصدد اند با آزمایش روش‌های جدید به رقابتی کردن محیط این صنعت جهت پویایی هرچه بهتر این شرکت‌ها بپردازند. به عنوان مثال یکی از این روش‌ها، استفاده از هوش مصنوعی آموزش‌دیده، جهت رسیدگی به وظایف کارگزاران می‌باشد. یا در مثالی دیگر می‌توان به تلاش برای استفاده از اپ‌های موبایل برای مدیریت امور مربوط به بیمه اشار نمود. موارد مذکور تنها بخش‌هایی از کاربرد این فناوری در صنعت بیمه می‌باشد. به طور کلی هر استارتاپ یا گروهی که در این صنعت و این فناوری، با هدف همکاری وارد می‌شود با خود ایده‌ای به همراه دارد که همکاری و موفقیت طرفین منوط به کارایی و جذابیت ایده مذکور می‌باشد. در ادامه چند مثال را با هم بررسی می‌کنیم.

بیمه Neos

آیا با مفهوم اینترنت اشیاء آشنایی دارید؟[۵] امروزه و با توجه به پیشرفت تکنولوژی، بیمه مسکن دستخوش تغییرات گسترده‌ای شده است. بیمه NEOS مجموعه‌ای از دستگاه‌های فعال IOT را در دسترس مشتریان قرار می‌دهد تا به کمک اپلیکیشن موبایلی، یک دید کلی از تمام زوایای خانه خود را داشته باشند تا درصورت نیاز بتوانند مشکلات احتمالی را برطرف کنند. یعنی به کمک سخت‌افزارها و سنسورهای کارگذاشته در خانه می‌توان تمامی روند اتفاقاتی که در منزل رخ می‌دهد را کنترل نمود. حال IOT چگونه به اینشورتک کمک می‌کند؟

این تکتولوژی، اطلاعات مهمی را که شاید تا به حال نامشخص بوده‌اند را در اختیار شرکت‌های بیمه قرار می‌دهد تا سیاست‌های اتخاذی آن‌ها مبتنی بر این اطلاعات بوده و تصمیم‌گیری‌های آنان دقیق‌تر باشد.

شکل شماره ۳- بیمه NEOS

بیمه Cuvva

بیمه‌ای جذاب برای رانندگان؛ روند دریافت یا تجدید بیمه خودرو برای رانندگان، روندی طاقت‌فرسا و مشکل است. آن‌چه شرکت Cuvva را از سایر شرکت‌ها در این حوزه متمایز می‌سازد، این است که به مشتریان امکان خرید بیمه خودروی کوتاه‌مدت(ساعتی) را می‌دهد؛ به این معنا که افرادی که به طور مداوم از خودروی خود استفاده نمی‌کنند نیازی به خرید بیمه‌های بلندمدت با هزینه‌های گزاف ندارند. این افراد در ازای آن می‌توانند از بیمه‌های ارزان قیمت‌تر که در بازه ۱ ساعت تا ۲۸ روز ارائه می‌شود، استفاده کنند. هزینه این نوع بیمه از ساعتی ۸ یورو شروع می‌شود که می‌تواند تغییر نیز کند. این شرکت به علت پیشرفت تکنولوژی در اسمارت فون‌ها و به اشتراک‌گذاری داده‌ها، قادر به ارائه چنین خدماتی می‌باشد. لازم به ذکر است که تمامی خدمات بیمه این شرکت بر روی اپ موبایل قابل دسترسی هستند.

چالش‌های فناوری بیمه

همان‌طور که می‌دانید امروزه هر فناوری جدید که عرضه می‌گردد، درکنار نوآوری‌ها و مزایایی که دارد، دربردارنده یک سری چالش‌ها نیز می‌باشد که فناوری بیمه نیز از این قاعده مستثنی نیست. در بیانی جامع‌تر، فناوری بیمه در کنار مزایای خود بنابر دلایل متعددی مانع انطباق بسیاری از مخاطبان هدف با این فناوری می‌شود.

هرصنعتی که پیچیدگی و گستردگی خاصی را شامل می‌شود، از مقاومت بیشتری نیز در برابر تغییر در اثر تکنولوژی بهره می‌برد؛ و همین مقاومت بیش از حد است که باعث می‌شود آن صنعت وجه خوبی در میان مشتریان نداشته باشد. خواه ناخواه در هر لحظه تکنولوژی در حال پیشرفت بوده و انطباق و سازگاری با این پیشرفت برای هر صنعتی امری لازم و ضروری می‌باشد.

یکی دیگر از چالش‌های موجود در این صنعت این است که صنعت بیمه ذاتا ریسک‌پذیر نیست و در عوض استارتاپ‌های گوناگون که به دنبال همکاری با شرکت‌های مختلف در این صنعت می‌باشند، ماهیتی پویا و چابک دارند؛ این، تناقضی آشکار بین استارتاپ‌ها و شرکت‌ها می‌باشد؛ همین تناقض است که فاصله زیادی بین برخی استارتاپ‌ها و شرکت‌های بیمه ایجاد کرده و مانع همکاری آن‌ها می‌شود و نتیجه این می‌شود که هم‌اکنون بسیاری از استارتاپ‌های اینشورتک وابسته به بیمه‌گران سنتی برای مدیریت ریسک می‌باشند که از هدف این فناوری به دور است. با این وجود، به نظر شما مهم‌ترین چالش این فناوری چیست؟

بی‌شک مهم‌ترین و شاید حساس‌ترین چالش این فناوری، مسئله امنیت و حریم خصوصی کاربران(مشتریان بیمه) می‌باشد؛ بر همگان روشن است که هیچ‌کس با وجود پیشرفت تکنولوژی، مایل نیست که برای دستیابی به سهولت در برخی امور، از امنیت و حریم خصوصی خود دست کشیده و آن‌را به راحتی در اختیار دیگران قرار دهد.  برای مثال، آیا شما خود، اجازه نظارت همگانی و ارائه یک دید کلی از تمام زوایای خانه خویش را در اختیار سازمان‌ها و شرکت‌های مذکور قرار می‌دهید؟ بنابراین، حفظ امنیت کاربران و برقراری اعتماد دو طرفه را نیز می‌توان از دغدغه‌های مهم شرکت‌ها و استارتاپ‌های این حوزه برشمرد.

منابع:


[۱] Insurance

[۲] Big Data

[۳] Internet Of Things

[۴] Fintech

[۵] (برای مطالعه درمورد اینترنت اشیاء و آشنایی با آن می‌توانید به نهمین شماره از نشریه سامانه نو در حوزه “انقلاب صنعتی چهارم” مراجعه کنید.)

کلان داده‌ها و اهمیت آن در گردشگری داده محور

مقدمه

امروزه با توجه به توسعه و پیشرفت حوزه‌های مختلف در کشور‌ها، نیاز به جمع آوری داده و تحلیل بر روی داده‌ها بیش از پیش مورد نیاز هر سازمانی قرار گرفته است. صنعت گردشگری نیز آن دسته از صنایعی می‌باشد که با چالش‌های بسیاری روبرو است که با استفاده از ابزار‌ها و تکنیک‌های داده کاوی، می‌توان به دنبال پیش بینی چالش‌های پیش رو و نیز حل آن چالش‌ها بود. همه ساله، گردشگران بسیاری از سرتاسر جهان به مناطقی که نظرشان را از جهات مختلف و با فاکتور‌های متفاوت جلب می‌کند، سفر می‌کنند و از همین رو، متخصصین و کارشناسان، تحلیل‌های بسیاری را در صنعت گردشگری و با استفاده از داده‌های گذشته این گردشگران پیاده سازی کرده اند.

ویژگی‌های یک صنعت گردشگر مبتنی بر داده


با کمک داده‌های اولیه می‌توان پی به اطلاعات و در نهایت بینش جدیدی از گردشگران رسید. این بینش به سازمان‌ها کمک شایانی در جهت ارائه خدمات بهتر می‌کند. با توجه به پیشرفت تکنولوژی در عصر حاضر و اهمیت موضوع کلان داده‌ها بر روی صنایع مختلف،  به چند مورد از ویژگی‌های کلان داده‌ها در صنعت گردشگری همراه نمونه‌های موردی اشاره می‌کنیم:

شکل ۱ – ویژگی‌های یک صنعت گردشگر مبتنی بر داده

ارزش داده‌های تولید شده

داده‌های کشف شده توسط گردشگران در ابتدا باید ارزشمند باشد و همچنین قابلیت پردازش را نیز داشته باشد تا از آن‌ها به اطلاعات و یا حتی به یک دانش و بینشی نظام مند رسید. یقینا داده‌های خام و اولیه ارزشمند، به تصمیم گیران و سیاست گذاران این حوزه کمک شایانی نخواهد کرد، بلکه پردازش و تجزیه و تحلیل آن است که داده ی اولیه را ارزشمند و به یک دانش تبدیل می‌کند.

سرعت داده‌های تولید شده

می‌توان سرعت تولید داده را از مهم ترین ویژگی‌های یک کلان داده دانست، در صنعت گردشگری نیز داده‌های بسیاری با نرخ بالا در حال تولید هستند. روزانه عده ی بسیار کثیری از گردشگران جهت اقامت به هتل‌های کشور مدنظر مراجعه می‌کنند. یکی از دغدغه‌های اصلی هتل داران، دسته بندی[۱] انواع مشتریان جهت ارائه خدمات به آن‌ها و همچنین پیش بینی و تحلیل رفتار آن گردشگران است.  از دیگر چالش‌های اساسی هتل داران، ارائه خدمات و سرویس مناسب در اوج مراجعه می‌باشد. هتل داران، آژانس‌های بین المللی هواپیمایی و کلیه سازمان‌هایی که در جهت بهبود ارائه ی خدمات به گردشگران در حال فعالیت هستند، مهم ترین دغدغه را دارند تا بتوانند گردشگران را به طور بهینه به سرویس‌های مدنظر در زمان مشخص، تخصیص دهند.

حجم داده‌های تولید شده

گردشگرانی که همه روزه از نقاط مختلف جهان بازدید می‌کنند، داده‌های انبوهی بصورت گسترده توسط آن‌ها تولید می‌شود، جریانات مالی روزانه و در گردش، میزان مکالمات با افراد مختلف، میزان مواد خوراکی تهیه شده و میزان کالاهای خریداری شده، تعداد مکان‌های بازدید شده توسط هر گردشگر و پیش بینی آن‌ها فقط بخشی از این مثال‌ها هستند تا چالش‌های بزرگی را به وجود آورند.

تنوع داده‌های تولید شده

ارسال عکس‌ها و کلیپ‌های تصویری در شبکه‌های اجتماعی متفاوت توسط گردشگران، انبوه عظیمی‌را از داده‌های غیرساختار یافته ایجاد می‌کند که متخصصین با پردازش و تجزیه و تحلیل بر روی این داده‌های غیر ساختار یافته، به نتایج شگرفی خواهند رسید. یکی از موارد بررسی شده تحلیل احساسات گردشگران نسبت به یک جاذبه ی توریستی و کشف نقاط ضعف و قوت آن منظقه با استفاده از داده‌های اخذ شده از گردشگران در شبکه‌های اجتماعی می‌باشد که نسبت به یک مکان مشخص، نظرات مختلفی از سمت گردشگران وجود دارد. همچنین با استفاده از این داده‌های ورودی گردشگران در شبکه‌های اجتماعی، روند خیره کننده ای را در میزان محبوبیت یک مکان خاص می‌توان به دست آورد. از دیگر کاربرد‌های عظیم داده‌ها، می‌توان به مسیر‌هایی که گردشگران برای رسیدن به نقطه ای که در آن جاذبه توریستی قرار دارد، اشاره کرد. از این رو، بهینه ترین مسیر با استفاده از مسیر‌های طی شده ی گذشته توسط گردشگران پیشنهاد می‌گردد. این بررسی‌ها منجر به شکل گیری فعالیت‌هایی همچون: کنترل جمعیت در طی مسیر، ارائه سرویس دهی هوشمند در طول مسیر برای گردشگران و ایجاد تدابیر امنیتی برای مسیر‌های پر رفت و آمد توسط کشور‌ها می‌شود و به همین ترتیب روند کشف نیاز‌های گردشگران نیز افزایش می‌یابد.  این مسائل یکی از مهم ترین چالش‌های پیش روی افراد خبره است چرا که مسیر‌ها باید طوری طراحی شوند تا گردشگران با کمترین میزان اتلاف زمان در صف‌ها قرار گیرند تا از خدمات بهره به بالاترین کیفیت بهره مند شوند.

صحت داده‌های تولید شده: از اساسی ترین چالش‌های مطرح شده در صنعت گردشگری، استفاده از ابزارهای کاربردی جهت ترجمه ی همزمان زبان کشوری است که گردشگر در آن وارد شده است. این ابزار‌ها می‌توانند اپلیکیشین‌های مترجم باشند که گردشگر از آن جهت تعاملات خود با محیط استفاده می‌کند. گردشگر، با وارد کردن جملات زبان مدنظر آن کشور از اپلیکیشن جهت ترجمه همزمان استفاده می‌کند و خروجی آن، زبانی قابل فهم گردشگر است که دارای صحت و راستی می‌باشد.

با کمک کلان داده‌ها می‌توان اطلاعات جدیدی را جهت ارائه خدمت به گردشگران کشف کرد. صنعت گردشگری، جز آن دسته از صنایعی می‌باشد که اساس تدوین استراتژی‌های یک کشور پر جاذبه بر اساس داده‌های گردشگران، نتایج مطلوبی را خواهد داد. با پردازش و تجزیه و تحلیل این داده‌ها، می‌توان پی به بینشی نوین در گردشگران رسید تا تقاضای آن‌ها برآورده شود و به وسیله ی آن، اقدامات عملی در زمان صحیح انجام شود.

شکل ۲ – گام‌های تحلیل داده تا رسیدن به یک ارزش
شکل ۳ – ارزش کسب‌وکار داده محور

شکل فوق به خوبی نشان دهنده ی این موضوع می‌باشد که پس از کشف داده‌ها و ایجاد پردازش بر روی آن‌ها و استخراج دانشی از گردشگران، نوبت به ایجاد یک واکنش جهت بهینه سازی کسب و کار فرا می‌رسید. یقینا این واکنش در جهت توسعه ی عوامل مثبت و توسعه گردشگری پایدار کمک کننده خواهد بود همچنین پیشرفت‌های اخیر نیز بیان کننده آن است که متخصصین در صنعت گردشگری، به دنبال ایجاد مدل‌های پیش بینی[۲] متنوعی جهت پیش بینی جاذبه‌های گردشگری خواهند بود.

منابع

  • Jingjing Li, Lizhi Xu, Ling Tang, Shouyang Wang, Ling Li, Big Data in Tourism Research
  • Haiyan Song, Haun Li, Predicting Tourism Demand Using Big Data
  • Oumayma Boulaalam, Proposal of Big Data system Based on the Recommendation and profiling techniques for an intelligent management of Moroccan Tourism,
  • Pasquale Del Vecchio, Gioconda Mele, Valentina Ndou, Giustina Secundo, Creating Value from Social Big Data: Implications for smart tourism Destination
  • Chi-Ok-Ho, The Contribution of Tourism Development to Economic Growth in the Korean Economic

نشریه سامانه نو -شماره صنعت گردشگری


نویسنده: امیررضا تجلی

دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی صنایع، گرایش بهینه سازی سیستم‌ها، دانشگاه تهران

بر گرفته از نشریه سامانه نو شماره “صنعت گردشگری”


نگاهی متفاوت به صنعت گردشگری در ایران

مقدمه

وقتی از صنعت گردشگری در ایران حرف می‌زنیم، اکثرا از مزیت‌ها و برتری‌های کشورمان در این صنعت سخن می‌گوییم مثلا ما مناطق بکر، آثارباستانی، اقوام مختلف، پزشکان چیره‌دست و… داریم پس چرا ما سود آنچانی از این صنعت نمی‌بریم ؟!!! شاید بهتر باشد بگوییم نسبت حجم تولید ناخالص در صنعت گردشگری ایران نسبت حجم تولید ناخالص در صنعت گردشگری کشورهایی که میانگین تولید ناخالص داخلی(GDP) آن‌ها نزدیک به کشور ماست تقریبا یک به هزار می‌باشد، یعنی حجم این صنعت در ایران می‌تواند تا هزار برابر برای گردشگران خارجی رشد داشته باشد. در این مطلب قصد داریم به بررسی علت‌های این موضوع بپردازیم.

ویژگی‌های صنعت گردشگری

صنعت گردشگری صنعت به شدت جذابی برای یک کشور است چون این صنعت با اکثر صنایع دیگر در ارتباط می‌باشد و بازیگران زیادی دارد و رونق گرفتنش به این معناست که می‌تواند کشور را از رکود اقتصادی خارج کند و این صنعت به شدت در حال رشد می‌باشد که هر ساله رشدی بین ۳ الی ۴ درصد را تجربه می‌کند و این یعنی ایجاد فرصت‌های و بازار‌های جدید که می‌توان بخشی از آن را هدف قرار داد و درآن فعالیت کرد.

این صنعت دو ویژگی مهم دارد. اول آن که بازیگران این صنعت یعنی بنگاه‌هایی اقتصادی موجود (مثلا یک هتل، آژانس مسافربری، درمانگاه و یا یک مغازه صنایع‌دستی که تقریبا همه آن‌ها در گروه کسب‌وکارهای کوچک و متوسط قرار می‌گیرند ) زیاد و متنوع می‌باشد که این امر باعث می‌شود تحلیل آن کمی دشوار ‌شود ویژگی دوم این صنعت تنوع ارزش‌های پشنهادی می‌باشد که به گردشگر ارائه می‌شود که شاید بعضی از این ارزش‌ها متنافر باشند مثلا برای بعضی از گردشگران ماجراجو عدم قطعیت در سفر یک ارزش و لذت می‌باشد ولی در عین حال برای گردشگری دیگر این موضوع اصلا جالب نباشد و گردشگر به دنبال آرامش باشد  این نشان می‌دهد که این صنعت بیشتر از همه چیز خلاقیت می‌خواهد.

نگاهی متفاوت به گردشگری

به خاطر ویژگی اول در صنعت گردشگری ، همان وجود بازیگران زیاد، باید از تفکر سیستمی بهره برد چون وقتی تعداد و نوع بازیگران زیاد می‌شود اثرات سیستم بیشتر می‌شود. بهتر است کمی این مسئله را باز کنیم خیلی از وقت‌ها در یک سیستم هیچ یک از اجزا به تنهایی مشکلی ندارد ولی وقتی این‌ها کنار هم قرار می‌گیرند، سیستم کار نمی‌کند یا خروجی مناسبی ندارد.

حال ما می‌خواهیم مثالی در صنعت دیگر پیدا کنیم تا درک بهتری از این صنعت داشته باشیم، به عنوان مثال صنعت خودروسازی که صنعتی است که از نظر تعداد اجزا می‌تواند شباهت زیادی با صنعت گرشگری داشته باشد و تفاوت این دو صنعت در آن است که غالب ارزش ایجاد شده در خودروسازی محصول ولی در صنعت گردشگری خدمات است  و این ویژگی باعث می‌شود که ما درک بهتری از صنعت گردشگری پیدا کنیم چون درک محصول خیلی آسان‌تر از خدمات است.

ویژگی بارزی که در صنعت خودروسازی وجود دارد، وجود کمپانی‌ها و برند‌های بزرگی است که در صنعت گردشگری اثری از آن‌ها نیست. حال سوالی خوبی است چرا کمپانی‌های بزرگی در خودروسازی وجود دارد؟ مثلا چه می‌شود ما تک تک قطعات را تهیه کنیم سپس تحویل یک مکانیک دهیم و بعد هر ماشینی که دلمان می‌خواهد را به وجود بیاوریم؟!!! آنقدر این کمپانی‌ها در طول این سده خوب عمل کردند که ما این حرف را به هرکسی بگوییم به ما می‌خندد واقعا مسخر است که ما سیستم تعلیق را از یک شرکت، موتور را از شرکتی دیگر تهیه کنیم و بعد این‌ها را سرهم کنیم .

ولی ما این کار را در صنعت گردشگری می‌کنیم. ما بلیط خریداری می‌کنیم، بعد می‌رویم. در مقصد دنبال هتل می‌گردیم و قطعات سفرمان را خودمان خریداری می‌کنیم و مونتاژ می‌کنیم ولی بعضی‌ها این کار را نمی‌کنند آن‌ها در یک تور مسافرتی شرکت می‌کنند و همه چیز را بر عهده آن می‌گذارند تا آن‌ها مونتاژ کنند. خب مشکل کجاست و چرا مردم از تورها استقبال نمی‌کنند. مردم از تور‌ها استقبال می‌کنند ولی نه در کشور ما . یک فرد وقتی سفر می‌رود، کل سفر را یک بسته می‌بیند و آن را با بسته‌های دیگر تفریحی مثل سینما، تئاتر و… مقایسه می‌کند. برای اینکه یک فرد یک سفر را انتخاب کند، باید برآیند ارزش‌هایی که آن سفر دارد بیشتر از ارزش‌های دیگر باشد.

مسئله دیگری نیز وجود دارد. بازاریابی، تبلیغات و برند سازی در صنعت گردشگری ما ضعیف است البته هیچ یک از شرکت‌های قطعه‌سازی را مردم به خوبی نمی‌شناسند و برای این شرکت‌های قطعه‌سازی هم مهم نیست که مردم آن‌ها را بشناسند؛ چون مشتری آن‌ها کمپانی‌های اتومبیل‌سازی است نه مردم عادی. با این وجود مسئله بازاریابی و تبلیغات هم از دوش شرکت‌های کوچک برداشته‌شده و برعهده کمپانی‌های بزرگ است.

وقتی سایز یک شرکت بزرگ می‌شود؛ یعنی تعداد مشتری‌ها افزایش می‌یابد. حال برندسازی، تحلیل رفتار مشتری و استفاده از تکنولوژی‌های پیشرفته به صرفه خواهد بود؛ مثلا یکی از علومی که در حال رشد است علم‌داده می‌باشد که با وجود مشتری‌های زیاد مکان‌های مختلف و شبکه‎های اجتماعی فعال می‌تواند کمک شایانی به این کمپانی‌های بزرگ برای رشد بازار خود انجام دهد. رشد این کمپانی‎ها یعنی رشد صنعت گردشگری و ایجاد درآمد برای این بنگاه‌های کوچک و متوسط در کشور.

ویژگی دوم صنعت گردشگری ، تنوع ارزش‌های پشنهادی به مسافر بود؛ این یعنی که ارزش‌ها که منشاء آن نیاز‌ها هستند، نیاز‌های متفاوتی هست و نمی‌شود آن‌ها را در یک طبقه از هرم مازلو جای داد و علاوه بر آن این نیاز‌ها ملموس نیستند و این نیازها باید توسط کسب­وکارهایی این صنعت کشف و رفع شود.

این مطلب چیزی جز خلاقیت را در کسب و کاهای گردشگری را نتیجه نمی‌دهد. حال که این موضوع روشن شد، کسب ­وکارهای ایرانی در صنعت گردشگری به چه اندازه نوآوری دارند و راه ایجاد این نوآوری در این صنعت چیست؟ با فراگیرشدن کسب ­وکارهای نوپا در اکوسیستم کارآفرینی کشور و حمایت معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری از شرکت‌های خلاق، امیدواریم این دو موضوع به هم گره بخورد و شاهد ایجاد شرکت‌های خلاق و تولیدکننده ثروت در صنعت گردشگری باشیم ولی راهی هم برای رونق و قوت بخشیدن به کسب و کارهای قدیمی این صنعت وجود دارد و آن هم استفاده از نوآوری باز است که این موضوع هم در کشور مورد توجه قرار گرفته و در حال رشد می‌باشد که هنوز جای کار بسیار دارد ولی در آینده می‌تواند بسیار کمک­رسان کسب­وکارهای قدیمی صنعت گردشگری باشد تا آن‌ها نیز از این خلاقیت بهره بگیرند.

ما به شباهت‌های صنعت خودروسازی و صنعت گردشگری پرداختیم و از این قضیه برای الهام گرفتن برای صنعت گردشگری استفاده کردیم، ولی غافل از این نباشیم که این دو صنعت تفاوتی هم باهم دارند.

در صنعت خودروسازی معمولا تعداد محصولات محدود می‌باشد و این محصولات آنچنان شخصی‌سازی نشده‌اند؛ شاید به خاطر این است که این صنعت حول یک نیاز ضروری و غیر احساسی شکل گرفته شده است و آن هم نیاز به جابجایی می‌باشد، البته اتومبیل‌ها تنها نیاز جابه‌جایی ما را رفع نمی‌کنند بلکه احساس ما را درگیر کرده و بیشتر ارزشی که اتومبیل‌ها در اختیار ما قرار می‌دهند از نوع غیرضروری می‌باشد. ( مثل نیاز مورد توجه قرار گرفتن که مردم با خرید برند‌ها این نیاز خود را رفع می‌کنند )

صنعت گردشگری جزء صنایعی که در زمره صنایع سرگرمی قرار می‌گیرد( به جز بخش‌هایی مثل گردشگری سلامت و… ) و در آن نیاز ضروری وجود ندارد. این باعث می‌شود تفاوتی اساسی شکل گیرد. گردشگران هر یک برای خود سرویس‌هایی جداگانه و شخصی‌سازی شده می‌خواهند و مثل خودروسازی نیست که محصولات یک شکل باشند که باید حواس بازیگران این صنعت به این مسئله نیز باشد.

اگر دولت و حاکمیت می‌خواهد به این صنعت کمک کند، لازم نیست اعتبار مالی تزریق کند. به جای آن می‌تواند از کارشناسانی مثل دکترعلینقی مشایخی، جمشید قراجه داغی و… دعوت کند تا از ایشان کمک بگیرند تا دولت بتواند با عینک تفکر سیستمی به این مسئله نگاه کند و بداند که مشکل اساسی این صنعت نبود هتل نیست؛ چون اگر درآمد باشد، خود به خود هتل ایجاد می‌شود ولی همه این‌ موارد زمان می‌خواهد ولی چنین افرادی کمک می‌کنند نقطه اثرها شناسایی شوند تا سرعت این رشد افزایش یابد.

نشریه سامانه نو -شماره صنعت گردشگری

گردآورنده: محمد یدی
برگرفته از نشریه مهندسی صنایع سامانه‌ نو شماره صنعت گردشگری

کیف پول‌های الکترونیک

چکیده


به‌صورت کلی کیف پول دیجیتال برای توصیف طیف وسیعی از فناوری‌های مرتبط با دنیای دیجیتال است که شما را قادر به انجام بسیاری از تراکنش‌های پولی و کارهای بانکی می‌کند. به طوری که یک کیف پول دیجیتال شیوه‌ی جدیدی را برای پرداخت‌های شما فراهم می‌آورد.در این متن میخواهیم علاوه بر بررسی چگونگی کارکرد این فناوری جدید و ویژگی های نو و منحصر به فرد خود ،به بازار و وضعیت کیف پول‌های الکترونیک در ایران نیز نگاهی کوتاه بیاندازیم.

کیف پول الکترونیک به چه معناست؟


استفاده از کیف پول الکترونیکی این قابلیت را به کاربر می‌دهد تا از حساب‌های مختلف خود به‌صورت یکجا استفاده کند. شما می‌توانید تمام حساب‌های بانکی خود را درون یک کیف پول الکترونیکی وارد کنید و مدیریت همه‌ی آن‌ها در اختیار داشته باشید. در این صورت، در کیف پول حقیقی خود هم فضای بیشتری خواهید داشت و نیازی به حمل کارت‌های اعتباری ندارید.

بسیاری از خدمات کیف پول دیجیتال از طریق برنامه‌های گوشی هوشمند کار می‌کنند. کیف پول‌های همراه امکانات متنوعی را در اختیار شما قرار می‌دهد ازجمله این امکانات آن است که در کلیه پرداخت‌های خرد روزانه خود اعم از خریدهای روزانه از مراکز خرید، خرید شارژ تلفن همراه، پرداخت کرایه سرویس حمل‌ونقل عمومی (مترو، تاکسی و اتوبوس)، پارکومترها و پارکینگ‌های عمومی این تسهیلات قابل‌استفاده است.

کیف پول الکترونیک

مهم‌ترین هدف کیف پول امکان انجام پرداخت‌های خرد به‌صورت سریع و حذف مشکلات در دسترس نبودن پول خرد می‌باشد به‌عنوان‌مثال، هنگام خرید سوپرمارکت، شما می‌توانید به‌سادگی با تلفن خود هزینه را پرداخت کنید، به‌جای اینکه دنبال پول خرد بگردید یا اینکه انتخاب کنید که باید از کدام‌یک از کارت‌های اعتباری استفاده کنید.


فرقی ندارد که از کدام فرمت از کیف پول‌های دیجیتال استفاده می‌کنید، همه‌ی آن‌ها مبتنی بر نرم‌افزاری رمزگذاری شده است که بدین‌صورت مبادلات شما به‌راحتی و با امنیت بیشتری انجام می‌شوند.


کیف پول دیجیتال گوشی هوشمند به شما کمک می‌کند که پول خریدهای خود را به‌راحتی بپردازید، اما اطلاعات تراکنش‌های قبلی مثل سایت موردعلاقه خرید شما، بلیط های اتوبوس و مترو و کارت‌های هدیه را نیز ذخیره میکند؛ و گاهی هم فروشگاه‌ها به خریداران وفادار خود به کمک همین برنامه‌ها با ارائه تخفیف و کوپن‌های خرید و… پاداش می‌دهند. یک کیف پول دیجیتال می‌تواند نحوه مدیریت امور مالی و حتی روش زندگی شما را تغییر دهد.

کیف پول‌های الکترونیک چگونه کار می‌کنند؟

بیش از نیمی از مردم جهان هم‌اکنون گوشی‌های هوشمند دارند و کارشناسان می‌گویند که این تعداد به ‌زودی افزایش خواهد یافت. بیشتر این تلفن‌ها دارای یک تراشه NFC است که یک جزء حیاتی برای زیرساخت کیف پول دیجیتال تلفن همراه است. اساسا، NFC یک نوع ارتباط بی‌سیم با محدوده کوتاه تنها چند سانتیمتر است.


اگر در فروشگاهی خرید می‌کنید که کیف پول الکترونیکی را می‌پذیرد، می‌توانید با استفاده از فناوری «NFC» پرداخت خود را تکمیل کنید. «NFC» اجازه می‌دهد تا اطلاعات پرداخت از تلفن شما به دستگاه پرداخت فروشنده انتقال یابد. کافی است تا تلفن خود را در چند سانتی‌متری دستگاه پرداخت قرار دهید. همین‌طور می‌توان با استفاده از اسکن کردن کد QR و استفاده از اپلیکیشن کیف پول الکترونیکی پرداخت را تکمیل کنید.

Google Wallet

Google Wallet یکی از برجسته‌ترین برنامه‌های گوشی‌های هوشمند است که قدرت NFC را تحت تأثیر قرار می‌دهند. تمام اطلاعات مربوط به کارت اعتباری (و همچنین کارت وفاداری و هدیه و دیگر داده ها) در سرورهای گوگل و نه تلفن شما ذخیره می‌شود؛ و در این حالت می‌توانید فقط به‌حساب محافظت‌شده با رمز عبور خود وارد شوید و خرید را در چند ثانیه به‌جای دقیقه انجام دهید.

امنیت این کیف پول

هنگامی‌که کیف پول دیجیتال را برای مصرف‌کنندگان به نمایش می‌گذارند، دو کلیدواژه‌ی جذاب و تأثیر برانگیز ظاهر می‌شود: امنیت و حریم خصوصی. مردم به‌راحتی می‌توانند تصور کنند که جنایتکاران می‌توانند کیف پول‌های دیجیتال را مورد سوء استفاده قرار دهند. هکرها می‌توانند به‌حساب شما وارد شوند، پس‌انداز زندگی شما را برداشته و مانده‌حساب‌های کارت اعتباری خود را بپردازند و یا شاید هویت شما را سرقت کنند.

و این نگرانی‌ها هنگامی بیشتر می‌شود که پیچیدگی‌های یک معامله با کیف پول الکترونیکی مورد بحث قرار می‌گیرد، به‌ویژه در مقایسه با سادگی تبادلات مستقیم و یا پول نقد. در این عملیات، اطلاعات شما نه‌تنها از سخت‌افزار و سیستم‌عامل گوشی هوشمند، بلکه از طریق یک برنامه پرداخت خاص و در نهایت توسط منشأ اعتبار بانکی شما مثل حساب بانکی یا اکانت مالی‌تان عبور می‌کند.

امنیت کیف پول

هرچه قسمت‌های بیشتری درگیر شوند، احتمال اینکه یکی از آن‌ها بتواند امنیت این پروسه را به خطر بیندازد بیشتر می‌شود. به‌رغم این مشکلات بالقوه، برخی از کارشناسان می‌گویند که مفهوم کیف پول دیجیتال هنوز به روش‌های پرداخت قدیمی‌تر برتر است؛ زیرا امکانات و آپشن‌های امنیتی کیف پول‌های دیجیتال سریع‌تر و قوی‌تر از کارت‌بانکی شماست.

با این حال کیف پول دیجیتال، حفاظت یکپارچه‌ای را به‌کارانداخته است. برای هر دو خرید آنلاین و آفلاین، کیف پول الکترونیکی شما به گواهی‌های دیجیتال متکی است. گواهینامه‌های دیجیتال شامل اطلاعات مربوط به مکاتبات الکترونیکی که هویت شما (و همچنین دریافت‌کننده) را تأیید می‌کند است و راهی است که گیرنده بتواند به‌راحتی این کانال را رمزگذاری کند.

علاوه بر این، درگوشی‌های هوشمند تراشه‌های NFC را به‌طور خاص برای مدیریت امنیت مالی طراحی کرده اند. این عنصر امنیتی به‌صورت کلی چیزی جز داده‌های موردنیاز برای شروع و تکمیل تراکنش را در اختیار دیگر کانال‌ها قرار نمی‌دهد. به‌طوری‌که حتی یک هکر با گوشی و پین شما، نمی‌تواند به این تراشه دقیق محافظت‌شده دسترسی پیدا کند.

آیا نیاز به تلفن و انرژی الکتریکی عیب بزرگی به شمار نمی‌آید؟

امروزه کمتر کسی را می‌بینیم که در طول شبانه‌روز به تلفن همراه خود وابسته نباشد و حتی شاید احتمال فراموش کردن کیف پول بیشتر از تلفن همراه است. البته شایان‌ به ذکر است که NFC به مقدار بسیار کمی باتری نیاز دارد؛ و با استفاده از قدرت مغناطیسی پایانه‌های NFC کار می‌کنند؛ بنابراین اگر باتری تلفن شما کاملاً تمام‌شده باشد، ممکن است هنوز بتوانید مواد غذایی را بخرید و یک تاکسی بگیرید تا به خانه برسید.

چگونه یکی از آن‌ها را انتخاب کنیم؟

شاید یکی از سخت ترین کارهای انتخاب یک کیف پول الکترونیکی (Wallet) مناسب باشد. در ابتدا باید بدانیم که چند نوع کیف پول وجود دارد که عبارتند از: کیف پول سخت افزاری، تحت وب، اپلیکشن های مختلف اندروید و iOS، Windows یا وب سایت های ارائه‌کننده این سرویس هستند؛ و بعد با توجه به خواسته و نوع مصرفمان یکی را انتخاب کنیم.

تنوع کیف پول های الکترونیک

ایجاد یک کیف پول الکترونیکی تنها چند دقیقه طول می‌کشد. تنها کافی است که اپلیکیشن آن را دانلود کنید و طبق دستورالعمل آن، جزئیات حساب بانکی خود را به آن اضافه کنید. همان طور که پول نقد جای خود را به کارت‌بانکی داد، پرداخت از طریق موبایل جایگزین پرداخت از طریق کارت‌بانکی شده است و به مرور زمان فروشگاه‌های بیشتری از پرداخت‌های موبایلی پشتیبانی می‌کنند که به آن‌ها اجازه می‌دهد تا کیف پول‌های الکترونیکی را بپذیرند.

کیف پول الکترونیکی در ایران

در ایران نیز مباحث کیف پول الکترونیکی (یا همان کیف پول خرد الکترونیکی) از سال ۸۳ توسط دولتمردان مطرح شد و کیپا نام گرفت. با وجود اینکه قانون کیپا ۲ نیز تصویب‌شده، تاکنون این طرح در کشور ما به صورت سراسری فعال نگشته است.


این فناوری به دو صورت فیزیکی و مجازی می‌تواند ارائه شود. در حالت فیزیکی شما یک کارت مغناطیسی یا رادیویی حافظه‌دار به نام خود خواهید داشت که به هیچ حسابی متصل نیست ولی می تواند از حساب‌های بانکی شارژ شود. در این حالت شما می توانید در مبالغ کمتر از ۴۰ هزار تومان (در کیپا ۱ این مبلغ ۲۰ هزار تومان بود) به راحتی و بدون واردکردن کلمه عبور پرداخت خود را انجام دهید.


البته همه پرداخت‌های شما بدون واردکردن رمز نخواهد بود و در هر ۵ مرتبه باید یکبار کلمه عبور را وارد نمایید. این دو کار برای جلوگیری دزدی مبالغ زیاد، از کیف پول شماست. البته دستگاه پذیرنده این کارت در هنگام دریافت وجه ضرورت اتصال به سرور را ندارند.

در بحث کیف پول الکترونیکی مجازی، یک حساب کاربری توسط یکی از شرکت های ارائه‌دهنده خدمات پرداخت الکترونیک (PSP) ساخته می‌شود که دسترسی و استفاده از آن بیشتر از طریق کد USSD موبایل صورت می‌پذیرد. نمونه بارز این کیف پول مجازی را می‌توان #۱۲۳* یا همان جیرینگ دانست که چند سالی است همراه اول در پی فرهنگ‌سازی و پیاده‌سازی آن در جامعه است.

گستردگی دسترسی کیف پول های الکترونیک

در آخر با توجه به پیشرفت روز افزون تکنولوژی و کسب سهم بیشتری در زندگی ما می‌توان پبش‌بینی کرد که کیف پول‌های الکترونیک با تنوع بسیار زیاد خود، بیشتر و بیشتر مورد استفاده قرار بگیرد و سهولت و امنیت مطلوبی که همه ما انتظار آن را داریم به ما ارائه دهد.

منابع:

⦁ https://electronics.howstuffworks.com/gadgets/high-tech-gadgets/digital-wallet3.htm
http://asrebank.ir/news/67736⦁ /
⦁ Bonnington, Christina. “When Will Your Smartphone Really Replace Your Wallet?” Wired.com. Sept. 5, 2012. (Sept. 14, 2012)

فناوری مالی- نشریه سامانه نو- مهندسی صنایع

تهیه و تنظیم: مهتاب حیدرزاگان، دانشجوی کارشناسی مهندسی صنایع دانشگاه علم و صنعت ایران

برگرفته از نشریه مهندسی صنایع سامانه نو شماره فناوری مالی

نقشه‌ راه مدیریت فرآیندهای کسب‌وکار

در مقاله ” تاریخچه مدیریت فرآیند کسب وکار” در مورد تاریخچه مدیریت فرآیند‌های کسب‌وکار و همچنین نقش آن در مهندسی صنایع صحبت شد. در نوشته‌ی پیش رو قصد داریم درباره‌ی نقشه‌ راه مدیریت فرآیندهای کسب‌وکار، به سوالات زیر پاسخ دهیم:

  • چگونه می‌توانیم BPM را در سازمان‌ها استقرار دهیم؟
  • برای این کار، چه گام‌هایی لازم است برداشته شود؟
  • چه مراحلی باید طی شود؟
  • چه نیازمندی‌هایی داریم؟
  • از چه ابزارهایی باید استفاده کنیم؟
  • با چه استانداردهایی باید آشنا باشیم؟

نقشه راه مدیریت فرآیندهای کسب‌وکار از ۶ فاز تشکیل شده است:

نقشه راه مدیریت فرآیندهای کسب‌وکار

فاز صفر تا پنج

فاز صفر شامل متقاعدسازی مدیران ارشد جهت کسب همراهی آن‌ها و آماده‌سازی سازمان و به وجود آوردن ظرفیت لازم بین افراد سازمان است تا با مقاومت کم‌تری در اجرای پروژه مواجه باشیم.

در فاز یک محدوده و دامنه‌ی کار را مشخص می‌کنیم؛ فرایندی را به عنوان اولین فرایند برای پیاده‌سازی، انتخاب می‌کنیم و مدل‌سازی را آغاز می‌کنیم.

فاز دوم به تعریف شاخص‌هایی برای اندازه‌گیری فرایندهای موجود اختصاص دارد. منظور از اندازه‌گیری، سنجش کارایی فرایند و اثربخشی فرایند خواهد‌بود.

سپس در فاز سوم، با تجزیه و تحلیل وضع موجود، فاصله‌ی بین وضع موجود و مطلوب را می‌سنجیم. در ادامه به طراحی برنامه پرداخته و در فاز چهارم، طرح را تحت عنوان پروژه‌ی بهبود اجرا می‌کنیم.

فاز صفر: متقاعدسازی و آماده‌سازی

فاز صفر در پیاده سازی مدیریت فرآیند
گام‌های فاز صفر

در قدم اول، باید جایگاه کارشناس، طوری به مدیران ارشد معرفی شود که مدیران، پیشنهادات وی را بپذیرند و دید مثبتی نسبت به او داشته باشند.

فردی که قصد متقاعد کردن مدیر سازمان را دارد، باید با مبانی و اصول متقاعدسازی آشنا بوده و آن‌ها را به درستی به کار ببندد (قدم دوم). صرفا بیان این که اجرای مدیریت فرآیندهای کسب‌وکاربه سود سازمان خواهد بود و موجب تسهیل کارها و کاهش هزینه‌ها می‌شود، نمی‌تواند کافی باشد؛ بلکه مطالبی که بیان می‌کنیم، نحوه و زمان بیان و موارد بسیار دیگر، در تاثیرگذاری پیام، موثر است.

در قدم سوم، باید تعریف فرایند و مفاهیم مرتبط را به درستی بشناسیم.

در گام چهارم، باید به طور دقیق تعیین کنیم مدیریت فرایندها چه کمکی به سازمان ما می‌کند، چرا باید مدیریت فرآیندهای کسب‌وکاردر سازمان ما اجرا شود و… سپس استراتژی خود را با توجه به استراتژی کلی سازمان و همسو با آن، طرح‌ریزی کنیم.

در مرحله‌ی روش‌های اجرا، با بررسی روش‌های موجود در دنیا به روش کار بهینه‌ی خود، دست می‌یابیم. برخی از روش‌های متداول را در ادامه مشاهده می‌کنید.

برخی از روش‌های اجرایی مدیریت فرآیند

فاز اول: قاب‌بندی و شناسایی فرایند

فاز اول در مدیریت فرآیندهای کسب‌وکار
گام‌های فاز اول


اهمیت قدم اول در این فاز این است که مصاحبه‌ها با چه کسانی صورت گیرند و چه نتایجی حاصل گردد. فرد انتخابی، می‌تواند یکی از افراد کلیدی سازمان یا یکی از افراد درگیر در اجرای فرایند یا هریک از ذی‌نفعان فرایند باشد.

قدم اول را به صورت زیر بخش‌بندی می‌کنیم:

قبل از برگزاری مصاحبه، باید نیازها را بسنجیم و بستر لازم برای مصاحبه را فراهم کنیم؛ به طور مثال در صورت ضرورت به کسب اطلاعات درباره‌ی سازمان یا فرد موردنظر بپردازیم یا به فرد، اطلاعاتی ارائه کنیم و یا پرسشنامه‌ای مناسب، تهیه کنیم.

گاهی مصاحبه‌شونده، صریح سخن نمی‌گوید و شرح فعالیت‎‌هایش را به طور دقیق ارائه نمی‌دهد و صرفا سعی دارد چیزی را بیان کند که جلوه‌ی صحیحی دارد یا ادعا کند که در طول زمان کاری، وقت اضافه‌ای ندارد. برای مدیریت درست فرد و کسب اطلاعات موردنیاز از وی، باید سوالات درست و به شکل درست، مطرح کنیم. سوالات باید از جنسی باشند که با پاسخ‌های آن‌ها، حتما بتوانیم توالی انجام کار را مشخص کنیم تا به دست آوردن لیست فرایندی، ممکن شود. ابتدا باید سوالات کلی‌تری مطرح کنیم تا بتوانیم تخمینی از اصل فرایندها داشته‌باشیم؛ سپس وارد جزئیات هر فرایند شویم و از نحوه‌ی دقیق انجام هر فرایند، ورودی‌ها، گام‌ها و خروجی‌ها، پرسش‌هایی مطرح کنیم.

نهایتاً در گام چهارم، باید به پیاده‌سازی جلسه‌ی مصاحبه بپردازیم. در این مرحله، از ترکیب اطلاعات حاصل از مصاحبه‌ها، فرایندها را به‌طور کامل شناسایی می‌کنیم تا بتوانیم مدل‌سازی را به انجام برسانیم.

سپس لیست فرایندها را تهیه و اولویت‌بندی می‌کنیم. برای اولویت‌بندی منطقی و دقیق فرایندها، نیاز به شاخص‌های علمی داریم. برخی از مهم‌ترین شاخص‌ها که باید مدنظر قرار داده‌شوند، شامل موارد زیر است:

  • تاثیر در اهداف کلیدی
  • عملکرد نامناسب
  • امکان‌پذیری تغییر
  • امکان مکانیزاسیون

این شاخص‌ها با مطالعه‌ی چندین مقاله، انتخاب شده‌اند و تقریبا در اغلب سازمان‌ها، کافی هستند؛ اما ممکن است فراخور نیاز سازمان، یک یا دو مورد دیگر، به موارد ذکر شده، اضافه گردد. بازه‌ی مناسبی برای امتیازدهی انتخاب می‌کنیم و به هر شاخص نیز، ضریب وزنی متناسبی، تخصیص می‌دهیم که این ضریب با نظر خبره در سازمان، تعیین می‌شود.

در ادامه باید یک نقشه‌ی فرایندی تهیه کنیم تا یک دید کلی از سازمان داشته باشیم، زنجیره‌ی ارزش سازمان (فرایندهای اصلی) را به طور مشخص بیابیم و بتوانیم فعالیت‌های پشتیبان و ماموریتی را تفکیک کنیم (مرحله‌ی طبقه‌بندی فرایندها).بعد از طبقه‌بندی فرایندها، هر فرایند را به زیرفرایندهایی می‌شکنیم و سطوح را تعیین می‌کنیم.

با بررسی ارتباطات بین فرایندها، گروه‌های فرایندی تعیین می‌شوند و با توجه به گروه‌های تعیین‌شده، دسته‌های فرآیندی مختلف سازمانی (فرآیندهای اداری، بازرگانی و …)، تفکیک شده و نقاط تاثیر آن‌ها بر زنجیره ارزش را به‌دست می‌آید.

سپس به سراغ مدل‌های مرجع می‌رویم. این مدل ها، توسط موسسات تحقیقاتی و دانشگاهی، بر اساس بهترین تجربیات سازمان‌های پیشرو تهیه گردیده‌است و مدل جامعی از مدیریت فرآیندهای کسب‌وکار را به صورت عام و یا مختص هر صنعت یا فرایند پیشنهاد می‌دهد. در این مدل‌ها، یکپارچگی میان اجزا و زیرفرایندها مشخص و به تمامی زیر فرایندهای ارزش‌افزا در هر حوزه‌ی فرایندی پرداخته‌شده‌است.

در قدم بعدی به مدل‌سازی فرایند منتخب می‌پردازیم؛ برای این کار، لازم است استاندارد مشخصی را در نظر بگیریم و ابزارهای موردنیاز مدل‌سازی را تعیین کنیم که هم‌اکنون استانداردها و ابزارها، تنوع بالایی دارند که با در نظر گرفتن میزان توانایی هریک در مدل‌سازی و هزینه‌ی هرکدام، دست به انتخاب می‌زنیم.

ابزارهای مدلسازی فرآیند
ابزارهای مدلسازی فرآیند

فاز دوم: اندازه‌گیری وضع موجود فرایندها

گام‌های فاز دوم در مدیریت فرآیندهای کسب‌وکار
گام‌های فاز دوم

برای اندازه‌گیری وضع موجود، ما باید شاخص‌هایی از جنس زمان، هزینه و کیفیت، تعریف کنیم.برای تهیه‌ی شناسنامه‌ی فرایند، ورودی و خروجی و ارتباطات فرایند را مشخص می‌کنیم. و نهایتا در قدم سوم، فرایندهای شناسنامه دار را با شاخص‌های تعریف شده، اندازه‌گیری می‌کنیم.

فاز سوم: تحلیل شکاف وضع موجود و مطلوب فرایند

گام‌های فاز سوم در مدیریت فرآیندهای کسب‌وکار
گام‌های فاز سوم

ابتدا باید بدانیم که سازمان ما تا چه اندازه می‌تواند از وضع کنونی خود، فراتر برود. باید قدم‌های پیشرفت را به طور منطقی و متناسب با بلوغ سازمانی، تعریف کنیم. «مدل‌های بلوغ فرآیندی» ابزارهای مناسبی هستند که با کمک آن‌ها می‌توان سطح بلوغ سازمانی در حوزه مدیریت فرآیندهای کسب‌وکار را تشخیص داد و برای آن، برنامه‌ریزی کرد. مدل بلوغ، سطوحی را شرح می‌دهد که یک سازمان از سطح اولیه‌ی بلوغ به سمت سازمان بالغ حرکت می‌کند. پروژه‌ای موفق خواهد بود که بهبود را به صورت مرحله‌ای پیش ببرد.

فاز چهارم: بهبود

گام‌های فاز چهارم در مدیریت فرآیندهای کسب‌وکار
گام‌های فاز چهارم

ابتدا باید اقدامات لازم برای بهبود را مشخص و برنامه‌ریزی صحیحی برای اجرای فعالیت‌ها ارائه کنیم. اجرای راهکارها باید به کمک خود کارکنان اجرا شود. این مرحله، نیازمند ایجاد انگیزه در کارکنان برای حرکت به سمت تغییر است. یکی از راه‌های انگیزش، مشارکت دادن کارکنان در تصمیم‌گیری است؛ به طور مثال، می‌توان برای تعیین اقدامات اجرایی، جلسات طوفان فکری با حضور کارکنان، تدارک دید. تهیه‌ی گزارش اهمیت بسیار بالایی دارد.

فاز پنجم: ارزیابی و بهبود مستمر

گام‌های فاز پنجم در مدیریت فرآیندهای کسب‌وکار
گام‌های فاز پنجم

مجدداً در این قسمت، مقایسه‌ای بین وضع پیشین و کنونی انجام می‌دهیم. اگر در این مرحله، باز هم نقصی دیدیم، اقدامات پیشگیرانه‌ای تعریف می‌کنیم و این اقدامات را در قدم بازنگری و بازطراحی، اعمال می‌کنیم و دوباره اجرا می‌کنیم و این مسیر را به صورت چرخه‌ای، تکرار می‌کنیم تا بهبود مستمر شکل گیرد و به بهبود کامل فرایند برسیم.

نهایتاً با بالغ‌شدن سازمان در حوزه‌ی مدیریت فرآیندهای کسب‌وکار، فرآیند‌ها به‌صورت یکپارچه اجرا شده و فرآیندها، هم‌راستا با استراتژی سازمان، پیش خواهندرفت.

منابع
www.bpmtalk.ir 
www.academy.faragostar.net
www.bpms.rayvarz.com

نشریه مهندسی صنایع سامانه نو

گردآورنده: سارا صلاحی‌نژاد
برگرفته از نشریه مهندسی صنایع سامانه‌ نو شماره مدیریت فرآیندهای کسب‌وکار

بانکداری باز

مهندسی صنایع-بانکداری باز

یکی از شاخه‌های مهندسی صنایع ، حوزه‌ی مالی و بانکداری است. بانکداری در حال تجربه تغییرات چشم‎گیری است و تمام مدل‌های کسب‌وکاری حاضر تحت بررسی‌های دقیق قرار دارند. از بین روندهای جهانی، “دیجیتالی شدن” مهم‌ترین آن‌هاست و تازه‌واردها ممکن است محیط رقابتی را به شکل بنیادی تغییر دهند. با سازگار شدن هر چه بیشتر مشتریان با تغییرات دیجیتال و با انواع بیشتر رقیبان و راه حل‌ها در این فضا، “دیجیتال” به شکل رسمی در بخش بانکداری روی تمام عملکردهای اصلی بانکداری اثرگذار است. اما در چند سال آینده تغییر بزرگ احتمالا از طرف ظهور API )APIَ چیست) باز خواهد بود که همه بانک‌ها تا حدی مجبور خواهند شد تا سیستم‌های بسته‌شان را باز کنند و فرصت‌هایی برای بازیگران جدید فراهم کنند.

روندهای کلیدی تاثیرگذار بر بانکداری

نفوذ اینترنت

 امروزه نیمی از جمعیت دنیا از خدمات الکترونیکی استفاده می‌کنند و این امر بانک‌ها را ملزم به ارائه گزینه‌های پرداخت آسان و خدمات بانکداری الکترونیکی بسیار مناسب نموده است. با ظهور تجارت الکترونیکی، تقاضا برای توسعه گزینه‌های پرداخت آسان وجود دارد. این امر فرصت‌هایی را برای ارائه دهندگان خدمات مالی از طریق ارائه راهکارهای نوآورانه و یکپارچه برای حصول سهم بازار در پرداخت‌ها فراهم می‌کند.

رقبای جدید

اختلال‌گرهای دیجیتالی از تکنولوژی دیجیتال برای ورود به بازار خدمات بانکی استفاده می‌کنند و تجربه مشتری یکپارچه‌تری را ارائه می‌کنند.
نمونه‌هایی از اینکه چگونه رقبای جدید راه خود را به بانکداری باز می‌کنند: نوآوری کیف پول دیجیتال

  • گوگل در آستانه راه اندازی سیستم پرداخت API برای استفاده در دستگاه‌های اندروید است که امکان پرداخت اندرویدی را هموار می‌کند.
  •  لبخند برای پرداخت در تجارت الکترونیک: سیستم تجارت الکترونیک غول پیکر چینی Alibaba است که در حال توسعه فناوری تشخیص چهره است که مشتریان تلفن همراه را قادر می‌سازد رمزهای عبور خود را با استفاده از سلفی‌های خود تغییر دهند.
  •  بنگاه‌های تکنولوژیکی مدل بانکداری جهانی را تقلید نمی‌کنند؛ بلکه نوآوری‌های مرتبط با آن‌ها انجام می‌دهند و مدل ‌کسب‌وکار سنتی یکپارچه بانکی را تضعیف می‌کنند.

الزامات استراتژیک جدید

در مقابل این پیش‌زمینه تغییر مقررات و تغییر تکنولوژی، بانک‌ها باید قابلیت دوام مدل ‌کسب‌وکار فعلی خود را ارزیابی کنند. در واقع، ما معتقدیم که تمام بانک‌ها مجبور خواهند شد یک ویژگی از چهار مدل ‌کسب‌وکار زیر را بپذیرند.

مطالب مرتبط:
هوش تجاری در صنعت مالی

هیچ کاری انجام ندهید

 اولین گزینه، “هیچ کاری انجام ندهید” است. در حالی که این ممکن است وسوسه انگیز باشد، مشابه با بسیاری از صنایع در حال تغییر، این گزینه خطرناک‌ترین است. اکثر بانک‌ها امروزه مدل کامل خدمات را اجرا می‌کنند. به عبارت دیگر، مشتریان خرده فروشی یا شرکت‌های بزرگ را با یک حساب جاری و طیف وسیعی از محصولات و خدمات با نامگذاری خاص خودشان از قبیل وام‌های بانکی و کارت‌های اعتباری ارائه می‌دهند.

مشکل این مدل این است که تعداد زیاد و رو به توسعه‌ای از ارائه دهندگان در هر نقطه از زنجیره ارزش به ارائه محصولات منحصر به فرد با قیمت پایین‌تر با اصطکاک کمتر و خدمات بهتر به مشتریان می‌پردازند تلاش برای رقابت با این ارائه دهندگان غیر ممکن است نه تنها به دلیل نرم افزار قدیمی، بلکه به این دلیل که یک شبکه سراسری از محصولات سودآور آن دسته از محصولات زیان‌ده را سرپا نگه خواهند داشت. بانک‌ها به جای اینکه منتظر فروریختن این ساختمان ناپایدار باشند باید ارائه محصولات خود را منطقی ساخته و بر حوزه‌هایی که مزیتی رقابتی دارند را مدیریت می‌کنند و یا مناطق بسیار استراتژیک تمرکز کنند.

تبدیل به یک ارائه دهنده زیرساخت

یکی دیگر از گزینه‌‌ها، تبدیل شدن به یک ارائه دهنده خدمات به دیگر بانک‌ها یا شرکت‌های فناوری مالی است همانند بانک‌هایی  مانند Solaris  وBancorp که تصمیم به انجام آن گرفته اند. گزاره ارزش این مدل این است که نیاز دیگران برای شرکت در فعالیت‌های شدیدا تنظیم شده و پذیرش هزینه‌های مسئولیت مربوطه، یا – برای یک تازه وارد – حتی نیاز به مجوز بانکی  هزینه ، را مرتفع می‌سازد. مقررات، هزینه‌های انجام کارهای تحت نظارت و انطباق را به طور کلی افزایش می‌دهد.

چنین مدل می‌تواند سودآور باشد، اگر ارائه دهنده قادر به دستیابی به مقادیر قابل توجهی از اقتصاد، گسترش هزینه‌های ثابت انطباق در حجم بسیار بیشتری از ‌کسب‌وکار باشد و چنین ‌کسب‌وکارهایی در ابر اجرا خواهند شد تا بتوانند از مزیت مقیاس اقتصادی زیرساخت‌های مشترک استفاده کنند. با این حال، از آنجا که خدمات ارائه شده کالاها هستند و هیچ قابلیتی برای اثرات شبکه وجود ندارد (که در آن کاربران بیشتر، خدمات را بهتر می‌کنند) این یک تجارت با سود حاشیه ای زیاد نخواهد بود. به علاوه، از آنجایی که مقررات، فعالیت‌های مرزی را گرانتر می‌کند، این تامین کنندگان زیرساخت‌ها احتمالا رقبای داخلی هستند. تعداد تامین کنندگانی که می‌تواند این حالت را انجام دهند به پایینترین سطح بازدهی مقیاس و یا وجود محدودیت‌هایی در مزیت مقیاس بستگی دارد.۷

جمع کننده

یک مدل سودآور، راه اندازی یکی از انواع گردآوری خدمات مالی است.در این مدل، یک بانک خود را به یک توزیع کننده محصولات و خدمات مالی تبدیل می‌کند. به‌این معنی که یک بانک محصولات و خدمات مالی را تولید نخواهد کرد بلکه، به جای آن از اکوسیستم شرکای خود استفاده می‌کند. به این ترتیب، بانک‌ها مجبور نیستند هزینۀ تولید محصولات یا انطباق را متحمل شوند. همچنین می‌توانند برای مشتریان دسترسی به طیف گسترده‌تری از محصولات را فراهم کنند نسبت به حالتی که خود بانک به تنهایی تلاش کند همه چیز را خودش تولید کند.

برای ایجاد این موفقیت، بانک نیازمند به تبدیل شدن به یک مشاور مجازی، با استفاده از داده‌های مشتریان بوده تا به آن‌ها در تصمیم‌گیری‌های مالی کمک کند. بانک از طریق این خدمات، از طریق دریافت هزینه ای جزیی بر روی تمام محصولات و خدمات مورد استفاده مشتری، از این خدمات بهره مند می‌شود.

پلتفرم باز و محدود

حرکت استراتژیک بهتر، دنبال کردن مدلی است که بانک‌ها را قادر ساخته تا از اثرات شبکه بهره برده و در عین حال بر روی مزایای رقابتی موجود خود سرمایه‌گذاری کنند.

مزایای رقابتی بانک‌ها هنوز هم زیاد است: اعتماد، پایگاه‌های بزرگ مشتریان، تعداد زیادی داده، قابلیت اجرای قوی در طول زنجیره ارزش، دسترسی به سپرده ارزان و مقدار زیادی سرمایه.حرکت به یک مدل صرفا جمع کننده به این معنی است که بسیاری از این مزایا را باید پشت‌سر گذاشت. بنابراین، مدل بهتر، یک پلتفرم عمودی یکپارچه اما باز خواهد بود. این مدل می‌تواند به صورت عمودی یکپارچه شود تا از قابلیت‌های اجرایی بانک‌ها و همچنین توانایی خود برای ارائه سطح بالایی از رضایت مشتری استفاده ببرد.

این پلتفرم می‌تواند بصورت عمودی یکپارچه بوده اما محدود باشد از انجاییکه بانک‌ها  محصولات محدودی ارائه می‌دهندکه از لحاظ استراتژیک مهم هستند مانند حساب‌های جاری (برای داده‌ها، سپرده‌های ارزان) و پرداخت‌ها (داده‌ها) یا جایی که بانک‌ها دارای مزیت رقابتی هستند (مثل وام‌های مطمئن) .این پلتفرم باز خواهد بود تا بانک‌ها بتوانند از طریق تامین کنندگان شخص ثالث، محصولات و خدمات را ارائه دهند، مشابه مدل جمع کننده، اما به عنوان یک بانک تحت نظارت و به صورت عمودی یکپارچه، این خدمات و محصولات می‌تواند سریعتر و با اصطکاک کمتر تحویل گردد.

نتیجه‌گیری

دیجیتالی شدن بانکداری، با توجه به سرمایه گذاری‌های قابل توجهی که صورت می‌گیرد، با سرعت تمام در حال اجراست. این مسئله تنها مربوط‌به انتقال تراکنش‌های از کانال فیزیکی ‌ به دیجیتالی نیست. دیجیتالی شدنِ فرآیندهای انتها به انتها نیز برای دستیابی‌ به بهره‌وری بالاتر و تا حدی برای ارائه تجربه بهتر شدن سریع به مشتریان، حیاتی است. در مسیر دیجیتالی‌شدن سریع یک بانک بزرگ و جاافتاده دشواری‌هایی وجود دارد از این رو به بانک‌های دیجیتالی مستقل، که با روش فعالیت کاملا متفاوتی شروع به کار می‌کنند توجه بیشتری مبذول می‌شود این بانک‌های دیجیتالی، همچنین فرصت استفاده از نوآوری‌های جدید را فراهم می‌کنند.

فناوری مالی- نشریه سامانه نو- مهندسی صنایع

گردآورنده: محمد یدی
برگرفته از نشریه مهندسی صنایع سامانه‌نو شماره فناوری مالی

هفت عادت مردمان موثر – بخش اول

کتاب هفت عادت مردمان موثر مشهورترین و شاید محبوبت‌ترین اثر استفان کاوی، نویسنده آمریکایی است.
نویسنده معتقد است که در طول تاریخ و در همه جوامع بشری قوانینی وجود داشته که سبب سعادت و موثر بودن افراد می‌شود.‌

موثر بودن حاصل منش ماست؛ “هفت عادت” که در این کتاب معرفی شده‌است برنامه‌ریزی برای ایجاد تغییرات پایدار و دائم‌العمر است. این هفت عادت نه عاداتی انتخابی، بلکه هفت عادت بنیادی هستند که همه افراد موثر در طول تاریخ از آن‌ها استفاده می‌کردند.

مقدمه

عادت چیست؟

به عقیده نویسنده عادات ، اصول درونی‌شده اند که سه ویژگی زیر را دارند:

– افراد دلیل انجام آن‌ها را می‌دانند
– افراد مهارت انجام آن‌ها را دارند
– مشوق  و محرک برای  انجام آن‌ها وجود دارد.

عادات میتوانند کنار گذاشته شوند وعاداتی جدید جای آن‌ها را بگیرند؛ البته این امر یک شبه پیش نمی‌آید بلکه افراد به تدریج عادتی را یاد می‌گیرند و آن را تقویت می‌کنند. این در حالیست که اکثر انسان‌ها به دنبال راه‌های سریع و زودبازده هستند. این نوع راه‌حل‌ها برای موقعیت‌های حاد و بحرانی مناسب است نه مشکلاتی که ریشه دوانده‌اند و نیاز به برنامه‌ریزی و زمان دارند.

تولید(Production) و  قابلیت تولید(Production Capability)

در واقع تولید همان نتیجه مطلوب هر سازمان یا شخص است و قابلیت تولید وسایل، تجهیزات، امکانات و مهارت‌هایی است که هر شخص و سازمان نیاز دارد تا به نتیجه مطلوب خود برسد.

  کارخانه‌ای را در نظر بگیرید که برای سوددهی بیشتر دوبرابر از ماشین‌آلات و نیرو انسانی خود کار می‌کشد. همچنین برای کاهش هزینه‌هایش از تعمیر ماشین‌آلات  نیز خودداری می‌کند.  این کارخانه شاید در کوتاه‌مدت سود خوبی کند اما پس از مدتی تجهیزات و نیرو کار فرسوده می‌شوند و نیاز به استراحت دارند وهزینه‌های تعمیر ماشین‌آلات هم افزایش پیدا کرده است و سودکارخانه کاهش پیدا می‌کند. در واقع این کارخانه قابلیت تولید را فدای تولید خود کرده‌است. به همین دلیل یکی از لازمه‌های موثر بودن ایجاد تعادل بین تولید و قابلیت تولید است.

برگرفته از کتاب “هفت عادت مردمان موثر”

کتاب هفت عادت مردمان موثر

لجستیک بیمارستانی

از عواملــی کــه در انتقــال بیمــار درون بیمارســتان و بیــن بیمارســتان‌ها حائــز اهمیــت اســت، ایمنــی بیمــار، هزینــه صــرف شـده در انتقـال بیمـار و زمـان سـپری شـده در ایـن مسـیر ودر حالت کلی لجستیک بیمارستانی اسـت.که یکی از زیر شاخه های مهم مهندسی صنایع به شمار می رود.

سیســتم اورژانــس در بیمارســتان‌ها از اهمیــت زیــادی برخــوردار اســت. در ایــن بخــش نیــاز بیمــاران نیــز بســیار متنــوع است؛ بایـد بـه گونه‌ای برنامه‌ریـزی شـود کـه نیـاز آنهـا در بهینه‌تریـن زمـان ممکـن برطـرف شـود. زمـان و مسـیر دو عامـل بسـیار مهـم در معمــاری بیمارســتان هــا است و از طریــق مدل‌هــای مســیریابی و تخصیــص تجهیــزات می‌تــوان زمــان انتقــال بیمــاران را کاهــش داد و ســلامت بیمــاران را تضمیــن نمــود.

بهینه سازی در سیستم های سلامت

مهندســی مجــدد در بیمارســتان و اســتفاده از روش‌هــای نویــن ماننـد اینترنـت اشـیا در حـوزه لجسـتیک بیمارسـتان باعـث بهبـود چشــمگیری در هزینه‌هــای کیفیــت و ایمنــی بخش‌هــای مختلــف بیمارسـتان شـده اسـت.

تصمیمـات مهـم و مدیریتـی در لجسـتیک بیمارسـتان، انتخـاب نـوع وسـیله نقلیـه بـرای حمـل مـواد، بیمـار و دارو است. عوامــل مهــم و تأثیرگــذار در مســیریابی وســایل نقلیـه، زمـان انتقـال، ظرفیـت وسـیله نقلیـه و تعـادل وسـیله نقلیـه اسـت؛ کـه همـه ایـن تصمیمـات در حـوزه لجسـتیک بیمارسـتان گرفتــه می‌شــود.

یکپارچه سازی در بیمارستان

بخش‌های زیر در یک بیمارستان به یکپارچه‌سازی نیاز دارد:

  • واحدهــای عملکــردی ماننــد خشکشــوئی و انبــارداری
  • توزیع‌ های دارو و کالا به‌صورت روزانه وهفتگی
  • فرآیند دریافت و پخش دارو
  • محاسبه هزینه‌های بیمارستان
  • انتخاب تجهیزات برای بخش‌های مختلف بیمارستان
  • بهینه‌ســازی فرآینــد بیمــاران در بخشــهای مختلــف و اورژانــس

سازماندهی اتاق عمل

اتــاق عمــل محلــی اســت کــه بزرگتریــن ارزش‌هــای بالقــوه بیمارســتان در آن قــرار دارد. درعین حــال می‌توانــد بهتریــن راه بــرای جبــران کمبــود هزینــه بیمارســتان باشــد. فرآیندهــای لجسـتیکی نقـش مهمـی را بـرای یـک عمـل جراحـی مناسـب ایفـا می کنــد.

برنامه‌ریــزی، ســازماندهی و ســازماندهی مجــدد یــک اتــاق عمــل مســتلزم تــلاش بســیار زیــاد ســازمان اســت. با این وجــود اتـاق عمـل و اطـراف آن عامـل موفقیـت بسـیار مهمـی در زمینـه لجسـتیک اسـت، کـه هزینـه، زمـان و کیفیـت را بهبـود می‌بخشـد.

مفاهیـم نوآورانـه موجـب می‌شـود تـا از ظرفیـت اتـاق عمـل بیشـتر اسـتفاده شـود و زمـان عمـل کاهـش یابـد. اسـتفاده از دسـتیاران مراقبـت وسـایل نقلیـه می‌توانـد گسـترش زیـادی در رقابـت داشـته باشــد و مزیــت رقابتــی بالایــی بــرای لجســتیک ایفــا کنــد. بــرای نیازهـای عملیاتـی مثـل محصـولات دارویـی، محصـولات اسـتریل و محصـولات پزشـکی و همچنیـن تعییـن یـک منطقـه بـرای ارائـه تجهیـزات اتـاق عمـل بایـد برنامه‌ریـزی شـود.

لجستیک بیمار

انتقــال بیمــار داخــل و بیــن بیمارســتان‌ها یکــی از جنبه‌هــای مهــم لجســتیک بیمــار اســت کــه بــرای بهبــود مدیریــت بیمــار انجــام می‌شــود. ممکــن اســت ایــن انتقــال بــرای بــردن بیمــار از مرکــزی بــه مرکــز دیگــر در بیمارســتان باشــد. هــدف اصلــی در همــه ایــن انتقال‌هــا حفــظ و تــداوم مراقبت‌هــای پزشــکی بیمــار اســت.

لجستیک بیمارستانی در مهندسی صنایع

عناصـر کلیـدی در انتقـال امـن عبارت‌انـد از:
تصمیمگیـری بـرای انتقـال و ارتباطـات، تثبیـت قبـل از انتقـال و آماده‌سـازی، انتخـاب حالــت مناســب انتقــال، تجهیــزات و نظــارت موردنیــاز در حیــن انتقــال و درنهایــت مستندســازی انتقــال بیمــار. اگــر نقل و انتقــال بیمــار به‌درســتی انجــام نشــود می‌توانــد بــه خطــرات جــدی و حتـی مـرگ بیمـار منجـر شـود.

سیستم لوله پنوماتیک

سیســتم لوله‌هــای پنوماتیــک سیســتمی اســت کــه از لوله‌هــا و فشــار هــوا بــرای انتقــال ســریع دارو، نمونه‌هــای آزمایشــگاهی، خـون و غیـره اسـتفاده می‌شـود. سـوئیس پیشـگام ایـن فنـاوری بــرای انتقــال در بیمارســتان اســت. ایــن صنعــت فوایــد زیــادی داشــته اســت ماننــد:

  • تغییر در سرعت تحویل
  • ارائه راه‌حل زنجیرهای برای نگهداری و تحویل امن
  • سیستم مسیریابی پویا

مدیر تحویل در سیستم پنوماتیک

مدیـر تحویـل بایـد تمـام جزئیـات بـرای انتقـال را پوشـش دهـد. ازجملـه وضعیـت، محـل تحویـل و روش تحویـل. سیسـتم به‌طـور مســتقیم بــا نرم‌افــزار مدیریــت ارتبــاط برقــرار می‌کنــد و بعــد از به‌روزرســانی شــدن منتقــل می‌شــود.

سیستم حمل و نقل لوله پنوماتیک

سیســتم پنوماتیــک امنیــت و دقــت بالایــی دارد و بــرای کاهــش زمــان حمل ونقــل بســیار مفیــد بــوده اســت. هــر دو ایســتگاه ارســال و دریافــت دارای پنل‌هــای کنتــرل هســتند. ایــن سیســتم از ایجــاد ازدحــام در بیمارســتان جلوگیــری می‌کنــد و در آن بــه کمــک فشــار هــوای کنترل‌شــده انتقــال صــورت می‌گیــرد.

گاهــی ایــن سیســتم دارای طــول زیــادی اســت؛ بنابرایــن فشــار هــوا بایــد به‌طــور کامــل تنظیــم باشــد. هــم در طــرف فرســتنده و هـم طـرف گیرنـده زنـگ و یـا چـراغ چشـمک زنـی وجـود دارد کــه از ارســال و دریافــت وســیله خبــر می‌دهــد.

درســت ماننــد یــک جاروبرقــی کــه از قــدرت مکــش اســتفاده می‌کنــد ایــن ابــزار نیــز همیــن کار را می‌کنــد. ســرعت حمــل کالا در ایــن سیســتم بــه ۱۰ متــر در ثانیــه هــم میرســد کــه تقریبا ۵ برابــر ســرعت یــک فــرد اســت.

بیشــتر لوله‌هــای پنوماتیــک یــک شــبکه ســاده از چندیــن فرســتنده و دریافت کننــده تشــکیل شده‌اســت. در بیمارســتان‌ها ممکــن اســت تــا ۵۰۰ ایســتگاه بــرای ارســال و دریافــت وجــود داشــته باشــد کــه می‌توانــد یــک سیســتم نقل و انتقــال پیچیــده را داشــته باشــد.

نشریه سامانه نو شماره سیستم های سلامت

گردآورنده: نیلوفر شیروانی بروجنی
برگرفته از نشریه مهندسی صنایع سامانه‌نو شماره سیستم‌های سلامت